خسته مباد گام های پر توان تان.. :)
حالا که یک هفته- از رسیدن مان به تهران- می گذرد،
بر خودم وظیفه می دانم
از همه ی بزرگوارانی که،
در جریان چند ماهه ی امور اردوی جنوب ۹۰
کمک کردند
تشکر کنم...
از کسانی که چراغ واحد شهید علیمحمدی را روشن نگه داشتند
از کسانی که تجربه ی گذشته شان را در اختیارمان قرار دادند
از کسانی که کنکور داشتند اما احساس تکلیف نگذاشت که کنار بایستند و یاری نکنند
از کسانی که بی حضورشان چیزی، از جنس خلوص ،کم بود
از کسانی که حتی نام مان را نمی دانستند اما فاصله ی کمک خواستن مان و رسیدن شان در روزهای آخر تهران ،به ساعت نمی رسید..
از کسانی که سرعت خط تولید شان روی دست کارخانه ها می زد و ما رمیت می خواندند..! بی سر و صدا می آمدند و بی سر وصدا می رفتند...
از کسانی که به لطایف الحیل! خانواده شان را در شهرستان راضی نگه داشتند و کنارمان ماندند
از کسانی که جای خودشان ، عطر یاس رازقی ارسال کردند!
از کسانی که پنج روز دستشان سنگین بود از وسایل کادر ، تا دستمان باز باشد
از کسانی که لبخند می زدند، وقتی به سختی روی پا ایستاده بودند..
از کسانی که نام شان را نمی دانیم تا از ایشان تشکر کنیم..
از کسانی که اگر نبودند ، تازه می فهمیدیم چقدر حجم کار سنگین است..
پی نوشت: أفضَلُ النّاسِ عِندَ اللّه مَنزِلَةً وَأَقرَبُهُم مِنَ اللّه وَسيلَةً المُحسِنُ يُكَفَّرُ إحسانُهُ؛
بهترين مردم در نزد خداوند و نزديك ترين آنان به او، نيكوكارى است كه از نيكى او قدردانى نمى شود. بحارالأنوار، ج75، ص44، ح1
بهارتان مبارک ....
...