معرفی گروه چهارم

امام حسین(ع) رسالت ویژه­ای را داشتند. تفاوت رسالت امام حسین(ع) برمی­گردد به تفاوت زمان و مکان و دشمنان و دوستان و ...

دشمنان امام حسین(ع)  متفاوت بودند. منظور جبهه مخالف با ایشان است و اینها سه گروه بودند که حضرت علی(ع) 25 سال انتظار کشید تا این سه علف هرز رو بیایند و رشد کند تا ایشان آن­ها را از بین ببرد. سه گروه قاسطین، مارقی و ناکثین که گروهی در جمل، گروهی در نهروان و  گروهی همراهان معاویه بودند که دو گروه اول نبود شدند. اما  رگ این سه نوع نفاق را زد. دوران احتضار جریان معاویه تا چند سال بعد طول کشید اما گروه چهارمی هم بودند که 15 سال طول کشید تا امام حسین(ع) برای از بین بردن آن آمد. گروه چهارم همانهایی بودند که حضرت علی را شهید کردند. آقا نمی­توانستند آن­ها را از بین ببرند و اکثر آنان جزو یاران حضرت دیده می شدند . این گروه سخت­تر از بقیه بودند.

سه گروه اول جرات بسیاری داشنتد به همین دلیل به سرعت نامگذاری شدند. اما گروه چهارم نه جربزه داشتند که پستی­هایشان را نشان دهند و نه خودشان رأساً جلوی حضرت علی(ع) می­ایستادند ولی به سه گروه دیگر جرأت می­دادند و آنها از این گروه چهام امید می­گرفتند.گناه آنها هم به سنگینی کناه سردمدارانشان است. یکی از افراد گروه چهارم شمر ذی­الجوشن است. اینهاکسانی بودند که در هیچ دادگاهی نمی­شد محاکمه­شان کرد. همین­ها کمر حضرت علی(ع) را شکستند و اگر این­ها بودند گروه­های دیگر نبودند یا به راحتی ا بین می­رفتند و انرژی حضرت برای انان صرف نمی­شد. کربلا کاری با این­ها کرد که در تاریخ عذاب و لعن می­شوند ولی به سه گروه دیگر تا این حد لعن نشده­اند. گروه چهارم ضعیف الایمان­های پخش در جامعه بودند که سیاهی لشگر کفر می شدند.

یزید رسوای خاص و عام بود و دنباله­ی معاویه. رسوایی او برای امام حسین(ع) که کاری نداشت اما او به مدد ضعف الایمان­های جاهل به زور رسیده  جلوی امام ایستاد.قران می گوید آنها را حتی بیش از نخبگا نشان عذاب می کنیم زیرا حا=مایت کردند از باطل.

کربلا دوران جولان ضعفا و جهلاست.اما حسین را اشقیا نکشتند.ضعیف الایمان های مردد کشتند. عمرسعد در همه­ی جنگ­های علی بی­طرف بود. شمر هم پای رکاب علی جنگیده بود اما ضعیف بود.

 

ما دو   نوع ضعیف داریم: یک ضعیف ظرفیتی داریم که می تواند آدم خوبی باشد وهیچ اشکالی بر او وارد نیست.زهیر یک چنین آدمی ست که جزو عوام بود اما در کربلا شهید شد.جزو یاران حضرت هم عوام بودند هم خواص، ما ضعیف الایمان‌های ظرفیتی را محاکمه نمی‌کنیم.

اگر در زمانه‌ای ضعیف الایمان‌های جاهل زیاد باشد سران نفاق را یاری می‌کنند و اغلب هم در تاریخ جزء گروه غیر مقصر معرفی می شوند. گروه کثیری از دشمنان و قاتلین امام حسین (ع) مومنین ضعیفی بودند که در ضعفشان مجرم بودند. عوام مقابل امام حسین (ع) با همه عوام‌ها فرق داشتند. این عوام ضعیف در اثر مریضی روحی پای رکاب علی (ع) شمشیر می‌زد و کارش را به عنوان دشمن خانگی خراب می‌کردند اما امام غربال را کامل کردند. این امتحان خدا بود که آن‌ها را امام مقابل خود قرار داد و این کار را تنها امام حسین (ع) کرد. این عوام به امام حسن (ع) خرده می‌گرفت که ما را ذلیل کردی چرا به صلح تن دادی؟ امام می‌فرمود به خاطر شما. اما آن‌ها این را نمی‌فهمیدند. این قضیه زمان امام حسین معلوم شد وقتیکه عوام قاتل امام شدند معلوم شد اگر هر امامی این امتحان سخت را می کردنتیجه همین بود .قاتلین امام حسین  توده مردم بودند .عبیدا... با 12 نفر به کوفه آمد.اگر مردم بازی نمی خوردند جنایت کربلا سر نمی گرفت.خدا فقط بازی دهندگان را بازخواست نمی کند، بازی خورده ها هم باز خواست می شوند.

همه ی انبیا کشته شدند اما سران کفر عامل قتل آنها بودند .اما امام حسین را عوام کشتند ومظلومیت حسین اینجاست.خواص جامعه را اداره می کنند.اگر عوام خواص اداره کننده جامعه را باز خواست کنند و اجازه ی هر کاری را ندهند فاجعه اتفاق نمی افتد.

قاتلین امام کسانی بودند که فرق امام و یزید را نفهمیدند.این تفاوت ساده را! ندیدی که بوی شراب می داد وبوزینه اش همیشه همراهش بود؟!فهم این سخت بوده؟! نمی شود بهانه ی عدم تشخیص عوام را آورد. اگر شامی ها که از اسلام فقط معاویه را دیدند امام را می کشتند می شد گفت خون امام هدر رفته اما کوفی ها که علی را دیده بودند. امام حسین(ع) را به عنوان دستیار ایشان دیده بودند. حضرت رقیه ی سه ساله شام را زیر و رو کرد اما کوفی ها حسین را با 72 نفر یارش کشتند وتاثیر نگرفتند. این دیگر  فقط ضعف نیست ، مرض روحی ست...